شهید منبر+شهید حجت الاسلام محمد حسین فخر بنابی
21 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

فخر بناب



* شهید منبر+شهید حجت الاسلام محمد حسین فخر بنابی

 
روحانی شهیدی که بر فراز منبر به شهادت رسید :
حوزه/ وقتی علم و عمل در هم آمیخته شود، هیچ سدی که از سوی کوردلان در مسیر راه مردان الهی گذاشته شود، قادر نیست در اراده آنان خِللی ایجاد نماید.


شهید حجت الاسلام محمد حسین فخر بناب در سال 1317 ش در شهر مذهبی بناب متولد شد؛ دوران نوجوانی و تحصیل ابتدایی را در بناب سپری کرد.

وی چند سال بعد به سفارش پدر، جهت کسب علوم دینی عازم تبریز شده و در مدرسه طالبیه به کسب علوم حوزوی پرداخت؛ شهید پس از دو سال برای تکمیل دروس حوزوی به شهر مقدس قم عزیمت نمود.

محمد حسین فخر بناب، پس از سال ها شاگردی نزد اساتید مُعَظَّم حوزه علمیه قم و شرکت در دوره خارج فقه به زادگاه خود بازگشت و در شهرهای بناب و مراغه به تبلیغ احکام اسلامی همت گماشت.

وی در سال 1342 به منطقه آذرشهر مهاجرت کرده و 18 سال  در روستاها و مناطق این شهر به تبلیغ پرداخته و در فعالیت های انقلاب نقش بسزایی ایفا کرد.

در شکل گیری انقلاب و ابلاغ پیام های امام در منطقه نقش موثری داشت . بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و شروع توطئه های گوناگون خارجی و داخلی مخصوصاً غائله خلق مسلمان، نوک پیکان مبارزات را به سوی دشمنان اسلام نشانه گرفت و به دفاع سرسختانه از رهبری انقلاب و ارزش های الهی پرداخت.

*فعالیت در منصب امامت جمعه

حجت الاسلام بنابی در سال 1360، از طرف آیت الله شهید مدنی، به امامت جماعت مسجد بازار (امام خمینی) آذرشهر و سپس به امامت جمعه شهر مَمَقان منصوب شد.

وی با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در جمع رزمندگان حضور یافت و موجب قوت قلب رزمندگان اسلام شد.

بیان شیوا و کوبنده اش همچون تیغی برکشیده از نیام، رسواگر منافقان و دشمنانِ دین و موجب استحکام دیـن و قوت قلب یاران انقلاب اسلامی به رهبری امام راحل بود.

شهید بنابی تا لحظات واپسین عمر، هیچ وقت از تبلیغ اسلام و افشای ماهیت پلید منافقان و مُنکرین ولایت فقیه از پای ننشت تا جایی که بارها به وسیله گروهک های منافق به مرگ تهدید شد.

این شهید والامقام، فارغ از هرگونه تهدیدِ کوردلان، همچنان به رسـالت خـود از سنگـر مقـدس محراب استمرار می بخشید.

وی از ابتدای راه زندگی، شیفته حضرت ابا عبدالله الحسین  (عَلَیهِِ السَّلامُ)  بود و با استعانت از عشقی که به آن امام بر حق داشت، عاقبت در راه افشای جنایات یزیدیان زمان به درجه رفیع شهادت نائل گردید.

او عاشق پاک باخته رهبر عظیم الشان انقلاب بود و در مقابل معاندین اسلامی شمشیرِ بیانش چون شمشیر مولایش حضرت علی  (عَلَیهِِ السَّلامُ)  کشیده بود.


*مقابله در برابر حرکات انحرافی


سکوت در برابر حرکات انحرافی را تحمل نمی کرد و همواره اعتقادش بر این بود که سکوت یک روحانی در قبال مخالفان انقلاب، مُهر صحّه نهادن بر اعمال ننگین آنان خواهد بود.

عصر روز پنج شنبه بیست و هشتم فروردین سال 1365 مطابق با هفتم شعبانُ المُعَظَّم  مُنکرین ولایت فقیه و منافقین کوردل پس از ناکامی و خالی شدن تکیه گاه امیدشان به سراغ وی رفته و با به کار گذاردن مین در منبر «مسجد» برگ سیاهی را در کارنامه خود افزودند و در ساعت 35/16 دقیقه در حالی که این خطیب با چهره ای نورانی آماده ارشاد مردم می شد، انفجار مین موجب جراحت شدید شد و دست راستش همچون مولایش حضرت عباس (عَلَیهِِ السَّلامُ) قطع شد.

حاضرین در مسجد نقل می کنند: در لحظه انفجار، ندای یا رسول الله بر در و دیوار مسجد طنین انداز شده بود. پیکر خونین وی به بیمارستان امام خمینی تبریز منتقل و پس از ساعاتی در اثر شدت جراحات، دعوت حق را لبیک گفته و به ملکوت اعلی پیوست.

در بخشی از وصیت نامه شهید بنابی می خوانیم:

«توصیه می نمایم به نماز و روزه و خدمت به جمهوری اسلامی و خط مستقیم ولایت فقیه که راه مستمر انبیاء و اولیاء (عَلَیهِِمُ السَّلامُ) می باشد».

منبع : کتابِ «قاضی جهان در گذر تاریخ» زندگی نامه شهید حجت الاسلام محمد حسین فخر بناب

http://hawzahnews.com/detail/News/341418


*******************************************************

Related image

***نسیم معرفت***



زندگینامه 

شهید

  حجت الاسلام و المسلمین  محمدحسین فخر بنابی


شهید حجت الاسلام و المسلمین محمدحسین فخر بناب در سال 1317 چشم به جهان هستی گشود و سرانجام در 28 فروردین سال 1365 در روستای اخی جهان به درجه والای شهادت رسید.

به گزارش انعکاس بناب، «شهید منبر» حاج میرزا محمد آقا بنابی در سال 1317 در یک خانواده روحانی به دنیا آمد. پس از گذراندن علوم مقدماتی وارد مدارس علمی طالبیه ی تبریز و حوزه علمیه ی قم گردید و پس از سال ها تحصیل و تلمُّذ از محضر اساتید بزرگوار و گذراندن دوره ی خارج فقه و اصول به زادگاه خود مراجعت و در شهرهای مراغه و بناب به تبلیغ احکام نورانی اسلام کمر همت بست.

وی در سال 1342 به منطقه آذرشهر مهاجرت نمود و در محافل و مساجد آذرشهر و روستاهای اطراف بخصوص «قاضی جهان» به اشاعه فرهنگ اسلام و مذهب حَقَّه پرداخت. چنانچه 18 سال تمام در «قاضی جهان» در مساجد جامع حضرت ابوالفضل(ع) و ولیعصر(عج) و نیز هسته ی بسیج به منبر رفته و به ارشاد قلوب آماده پرداخته است.

بیان شیوا و کوبنده اش همچون تیغی بر کشیده از نیام، رسواگر منافقان و دشمنان دین و موجب استحکام دین  و قوت قلب یاران انقلاب اسلامی به رهبری امام راحل بود. در شکل گیری انقلاب و ابلاغ پیام های امام در منطقه نقش بسزایی داشت. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و شروع توطئه های گوناگون خارجی و داخلی مخصوصأ غائله ی خلق مسلمان، نوک پیکان مبارزات را به  سوی دشمنان اسلام نشانه گرفت و به دفاع سرسختانه از رهبری انقلاب و ارزشهای الهی پرداخت.

حجت الاسلام بنابی در سال 1360 شمسی از طرف آیت الله شهید مدنی به امامت جماعت مسجد بازار (امام خمینی ) آذرشهر و سپس به امامت جمعه شهر مَمَقان برگزیده شد. وی با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران چهار بار در جمع رزمندگان حضور یافت و موجب قوت قلب سلحشوران اسلام شد.

عصر روز پنج شنبه بیست و هشتم فروردین ماه سال 1365 مطابق با هفتم شعبان المُعَظَّم، مُنکرین ولایت فقیه و منافقین کور دل پس از ناکامی و خالی شدن تکیه گاه  امیدشان به سراغ وی رفته و با بکار گذاردن مین در منبر «مسجد جامع اخی جهان» برگ سیاهی را بر کارنامه خود افزودند ودر ساعت 16/35 دقیقه در حالی که این خطیب با چهره ای نورانی آماده ارشاد مردم می شد انفجار مین موجب جراحت شدید در بدن پاکش گردید و دست راستش همچون مولایش حضرت عباس(ع) قطع شد. حاضرین در مسجد نقل می کنند که در لحظه انفجار، ندای یا رسول الله بر در و دیوار مسجد طنین انداز شده بود. پیکر خونینش به بیمارستان امام خمینی تبریز منتقل و پس از ساعاتی در اثر شدت جراحات به دعوت حق لبیک گقت و به ملکوت اعلی پیوست.

شهید بنابی پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا لحظه های واپسین عمر، دقیقه ای از تبلیغ اسلام و افشای ماهیت پلید منافقان و مُنکرین ولایت فقیه از پا ننشست تا جایی که بارها به وسیله ی همین گروهک ها تهدید به مرگ شد. ولی وی فارغ از هر گونه تهدیدی همچنان به رسالت خود از سنگر مقدس محراب استمرار می بخشید. وی از سرآغاز زندگی شیفته ی ابا عبدالله الحسین(ع) بود و با استعانت از عشقی که به آن امام بر حق داشت عاقبت در راه افشای جنایات یزیدیان زمان به درجه رفیع شهادت نائل گردید. او عاشق  پاک باخته رهبر عظیم الشان انقلاب بود و در مقابل مُعانِدین اسلامی شمشیر بیانش چون شمشیر مولایش علی (عَلَیهِِ السَّلامُ)  کشیده بود. سکوت در برابر حرکات انحرافی را لحظه ای هم که بوده باشد ناروا می دانست و همواره اعتقاداتش بر این بود که سکوت یک روحانی در قبال مخالفان انقلاب مُهر صحه نهادن بر اعمال ننگین آنان است.


شاعر چه خوب در شب هفتم شهادت وی، در نیمه شعبان در وصفش سرود:

ایلدون تبلیغ حق، منبر ده ای فخر بناب

قانه باتدون بو گوزَل سنگرده ای فخر بناب

قویمادون کفاری اَل تاپسون بو محکم سنگره

خصمی رسوا اِیلدون بی پرده ای فخر بناب

گُل جمالون لاله گون اولدی حسین سیماسی تَک

قالمادی طاقت، اُو گل پیکرده ای فخر بناب

قسمتی از وصیت نامه شهید

توصیه می نمایم به نماز و روزه و خدمت جمهوری اسلامی و خط مستقیم ولایت فقیه، که راه مستمر انبیاء و اولیاء(ع) می باشد.

انتهای پیام/سعید نصیری

http://enekasbonab.ir/?p=47265