شعری بسیار زیبا و عالی از آیة الله حُجت هاشمی خراسانی در وصف امام زمان عج
64 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

Image result for ?حجت هاشمي خراساني?‎


** شعری بسیار زیبا و عالی از آیة الله سیّد علیّ حُجت هاشمی خراسانی از سادات موسوی در وصف امام زمان عج


     (اَبو مُعين حَميدُ الدّين سيّد عَلِيّ حُجت هاشمي خُراساني)


گر دل سنگ تو بر ما مهربان مي شد چه مي شد

گر لبِ لعل تو بر ما رايگان مي شد چه مي شد

خسته و آزرده گشته در ره وصل تو اي دوست

ديدن رويت نصيب عاشقان مي شد چه مي شد

مر مرا اندر همه عالَم نباشد آشيانه

بر سَرِ کويت مرا گر آشيان مي شد چه مي شد

گشته ام چون مو براي ديدن  روي نکويت

گر گل رويت انيس بُلبلان مي شد چه مي شد

اي دو زُلفِ تو کَمَندِ هر خردمندِ برومند

گر دو دستم را کَمَند از گيسوان مي شد چه مي شد

تا به کي بايست اندر آتش هِجرت بسوزم

گر يکي مَعذور از اين امتحان مي شد چه مي شد

تو نکو داني مرا و من نکو خود مي شناسم

اِمتحان گر مُنعَدِم اندر ميان مي شد چه مي شد

از شرابِ لَعل فامت جُرعه اي ما را بنوشان

جُرعه اي گر زان بکام مَيکَشان مي شد چه مي شد

خانه دل کرده ام از هر خسي جاروب و خالي

گر دلم مَر حضرتت را ميزبان مي شد چه مي شد

من شنيدستم بمهماني روي هر شب به جايي

گر شبي ما را جمالت ميهمان مي شد چه مي شد

هر کسي را توشه اي پنهان ز ديدارِ نکويت

قسمت اين خسته گر اندر عَيان مي شد چه مي شد

اي سُلَيمانِ زمان اي حاکِم اندر مُلکِ امکان

گر ترا يک نَظْرَه بر ما دوستان مي شد چه مي شد

ني غلط گفتم  ترا بر ما هزاران لُطف و مِهر است 

ار به ظاهر رحمتي بر شيعيان مي شد چه مي شد

اي که اندر عفو و بخشش بي مِثال و بي نظيري

بخششت گر شاملِ اين عاصِيان مي شد چه مي  شد

حُجَّتِ افسرده دل  در  انتظارِ  ديدنِ  تو

گر لقايي قسمت اين بي نشان مي شد چه مي شد


*  توضیحی کوتاه در باره مصرع اول از شعر مذکور :


گر دل سنگ تو بر ما مهربان مي شد چه مي شد  ....


 یکی از چیزهایی که در اشعار عُرَفاء عالیمقام مُتعارف است  مسئله مُعاتَبه با معشوق است که عاشق جهت تحریک و جلب توجه معشوق به سوی خویش  با او معاتبه می کند . گاهی عاشق به معشوقش می گوید : تو خیلی بی وفایی ، قرار اینگونه نبوده ، چرا توجهی به من بیچاره نمی کنی   و نمونه هایش در اشعار حافظ دیده می شود . مثل این شعر از حافظ که می فرماید :

چشمت از ناز به حافظ نکند میل آری

سرگرانی صفت نرگس رَعنا باشد


کلمه سر گرانی  به معنای  سنگینی در رفتار و بی اعتنایی و تکبر و غرور  آمده است.


در لسان ادعیّه معصوین علیهم السلام نیز دلال و عتاب و ... به معشوق  با توجه به مقاماتشان  در نزد خداوند متعال وارد شده است .


در آغازین  شعر فوق از  آیت الله حجت هاشمی خراسانی  جهت جلب نظر آن حضرت به سوی خود چنین گفته است :


گر دل سنگ تو بر ما مهربان مي شد چه مي شد

گر لبِ لعل تو بر ما رايگان مي شد چه مي شد


یعنی آقا جان  از اینکه عمری  این همه داد و فریاد می کنم گویا دل نازنینت  سخت شده و به ما توجهی نمی فرمایی ....


تذکر مهم : اينجانب سيد اصغر سعادت ميرقديم لاهيجي  مُفتَخرم  که در آستانه ميلاد با سعادت  و سراسر نور حُجت ثاني عَشَر و  قُطب دائره امکان  و مُنجي عالَم بشريّت ، توفيقي نصيب شد تا  اين شعرِ ناب  از آية الله سيّد علي حُجت هاشمي خراساني را  که در وصف حضرت حُجّة بن الحَسَن العسکري   (عَلَيهِِما السَّلامُ ) سروده اند در تاريخ  29  /  1  /  1398  تايپ کنم  و در (وبلاگِ نسيم معرفت)  منتشر سازم .  اميدوارم  که اين کار ناقابل سبب خوشنودي آن عزيز سفر کرده باشد .