قصه و داستان اصحابِ رَقیم به نقل از تفسیرِ اَلمیزان
20 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان


Image result for ?اصحاب رقیم  همان اصحاب کهف?‎



* قصه و داستان اصحابِ رَقیم به نقل ازتفسیر«اَلمیزان»+آیا اصحاب رَقیم همان اصحاب کهف است؟!

تفسیر سوره کهف بر اساسِ« متنِ عربی کتابِ اَلمیزان  جلد 13.علامه طباطبایی»

با ترجمه و توضیح مختصر از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

 و اما قصه و داستان اصحابِ رَقیم که بعضی از مفسرین براساس برخی از روایاتِ وارده آن را نقل کرده اند و  صاحبِ اَلمیزان (مرحوم علامه محمد حسین طباطبایی) آن را در «بحث روایی» آورده است به شرح زیر است :

* ... وَ فِی بَعضِها أَنَّ أَصحابّ الرَّقیمِ غَیرُ أَصحابِ الکَهفِ، وَ أَنَّ اللهَ سُبحانَهُ أَشارَ فِی کَلامِهِ إِلَیهِما مَعاََ لکِنَّهُ قَصَّ قِصَّةَ أَصحابِ الکَهفِ وَ أَعرَضَ عَن قِصَّةِ أَصحابِ الرَّقیمِ، وَ ذَکَرُوا لَهُم قِصَّةََ وَ هِیَ أَنَّ قَوماََ وَ هُم ثَلاثَةُُ خَرَجُوا یَرتادُونَ لِأَهلِهِم فَأَخَذَتْهُمُ السماءُ فَأَوَوا إِلَى کَهفِِ وَ انحَطَّت صَخرَةُُ مِن أعلَى الجَبَلِ وَ سَدَّت بابَهُ. فَقالَ بَعضُهُم لِبَعضِِ : لِیُذَکِّرْ کُلُُّ مِنّا شَیئََا مِن عَمَلِهِ الصّالِحِ وَ لْیَدْعُ  اللهَ بِهِ لَعَلَّهُ یُفَرِّجُ عَنّا فَذَکَرَ واحِدُُ مِنهُم مِن عَمَلِهِ «لِوَجهِ اللهِ» وَ دَعَا اللهَ بِهِ فَتَنَحَّتِ الصَّخرَةُ قَدرَ ما دَخَلَ عَلَیهِمُ الضَّوءُ ثُمَّ الثّانِی فَتَنَحَّت حَتّى تَعارَفُوا ثُمَّ الثّالِثُ فَفَرَّجَ اللهُ عَنهُم فَخَرَجُوا . رَواهُ النُّعمانُ بنُ بَشیرِِ مَرفُوعاََ عَنِ النَّبِیِّ (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) . وَ المُستَأنَسُ بِأُسلُوبِ الذِّکرِ الحَکیمِ یَأبَى أَن یُظَنَّ بِهِ أَن یُشیرَ فِی دَعوَتِهِ إِلَى قِصَّتَینِ ثُمَّ یُفَصِّلُ القَولَ فِی إِحداهُما وَ یَنسَى الأُخرَى مِن أَصلِها.

و در بعضى دیگر از روایات آمده است که «اصحاب رَقیم» غیر از«اصحاب کهف» بوده اند . خداوند مُتعال در کلامش (در سوره کهف)  به نام هر دوی آنها اشاره نموده است ولى قصّه و داستان اصحاب کهف را بیان نموده و از قصه و داستانِ اصحاب رَقیم اِعراض کرده و ذکری از آن ننموده است .  برخی از مفسرین  با استناد به برخی از این روایات ، داستانی را برای اصحاب رَقیم ذکر کرده اند که بدین شرح است :  گروهی که سه نفر بودند از خانه بیرون رفتند  تا براى  اهل و عیال و خانواده هاى خود رزق و روزی ای تهیه کنند، در بیابان گرفتار و دچار باران شدید شدند به  ناچار به غارى  که در آن نزدیکی بود پناه بردند و داخل غار شدند و  بر اثر باران شدید  سنگِ بسیار بزرگى از بالای کوه  غلطید (غلتید) و سقوط کرد و جلو آن غار  فرود آمد و  درب غار را بست  و آن سه نفر  در درون غار محبوس شدند . یکى از آنها گفت:  باید هر یک از ما  اگر عمل صالح  و نیکی دارد آن را بیاد آوَرَد  و جهت رفع این مشکل خداوند متعال را  به حق آن عمل صالح سوگند دهد تا شاید که خداوند متعال گشایش و فَرَجی نسبت به ما عنایت فرماید  و این بلا را از ما دور گرداند .

پس یکی از آنها  عمل خیر و صالحی را که برای رضای خدا (لِوَجه الله) انجام داده بود به یاد آوُرد  و خداوند را به حق آن عمل سوگند داد که  رفع مشکل شود . پس آن سنگ کمی از درب غار دور شد  و کنار رفت و فاصله گرفت  به گونه ای که روشنایى داخل غار شد. دومى نیز کار نیکی را که برای رضای خداوند (لِوَجه الله) انجام داده بود  به یاد آوُرد  و خداوند را به حق آن کار قَسَمَش داد تا گرفتاری برطرف گردد  پس آن  سنگ باز هم کمی کنار رفت به قدرى که یکدیگر را مى دیدند و می شناختند . سومى نیز همین عمل را  انجام داد و خداوند را سوگند داد که  گرفتاری بر طرف شود . وقتی که دعا کرد خداوند مُتعال هم نسبت به آنها فَرَج و گشایش عنایت فرمود و آن  سنگ بزرگ به طور کلى از درب غار دور شد و آن سه نفر خارج شدند و نجات یافتند .این روایت را صاحب کتابِ «اَلدُّر ُّ المَنثُور» از نُعمان بن بَشیر مَرفُوعاََ  (یعنی به طور حدیث مرفوع با حذف یک یا چند راوی از وسط یا آخر سَنَدِ حدیث)  از رسولخدا (صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) نقل کرده  است . 

* وَ المُستَأنَسُ بِأُسلُوبِ الذِّکرِ الحَکیمِ یَأبَى أَن یُظَنَّ بِهِ أَن یُشیرَ فِی دَعوَتِهِ إِلَى قِصَّتَینِ ثُمَّ یُفَصِّلُ القَولَ فِی إِحداهُما وَ یَنسَى الأُخرَى مِن أَصلِها.

اُنس و آشنایی به اُسلوبِ ذِکرِ حکیم (قرآن کریم) مانع از آن است و اِباء و امتناع دارد که گمان برده شود که قرآن کریم در (دعوت و هدایتِ خود نسبت به مردم )  اشاره به دو قصه و داستان بکند و سپس یکی از آنها را مفصلا بیان کند و داستان دیگر را به طور کلی به فراموشی بسپرد و ذکری از آن ننماید . و به عبارت دیگر  از اُسلوب و سیاقِ آیات قرآن کریم چنین چیزی معهود و مأنوس و محسوس نیست که به دو داستان  اشاره نماید و آنگاه یکی از آن دو را مفصلا بیان کند و  هیچ اشاره ای(نه به اجمال و نه به تفصیل) به داستان دیگر نکند و متعرِّض آن نشود  و به بوته فراموشی بسپرد .

* المیزان ج 13 ص 301. 


****************************************************************


* تفسیرسوره کهف براساسِ«متنِ عربی کتابِ اَلمیزان+قسمت دوم+آیت الله سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+کلیک


*تفسیر سوره کهف بر اساسِ« متنِ عربی کتابِ اَلمیزان جلد 13.علامه طباطبایی+با ترجمه و شرح مختصر از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+قسمت اول+پایگاه اندیشوران حوزه+کلیک


*تفسیرسوره کهف براساسِ«متنِ عربی کتابِ اَلمیزان جلد13.علامه طباطبایی+قسمت اول+با ترجمه و توضیح مختصر از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی+سایت حکیم عسکری گیلانی لشت نشایی+کلیک کنید