قدر داشته هايمان را بدانيم و حسرت ناداشته ها را نخوريم
358 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان


بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

** قدر داشته هايمان را بدانيم و حسرت ناداشته ها را نخوريم


قدر داشته هايمان را بدانيم و حسرت ناداشته ها را نخوريم. چه نعمت هاي فراواني  که درعصر و زمان ما ازآن برخورداريم که پيشينيان و حتي شاهان  در خواب هم آن ها را نمي ديدند .... نعمت هاي زياد و فراواني در اطراف و در اختيار ماست که  اهميت و بهايي براي آن ها قائل نيستيم  و شکرشان را بجا نمي آوريم  ... خوشبختي و سعادت آن نيست که دنبال ناداشته ها باشي  بلکه خوشبختي آن است که قدر داشته هايت را بداني و به نيکي از آن ها استفاده کني. شکر و سپاس از داشته ها سبب ازدياد نعمت است و ناسپاسي موجب ازدست رفتن نِعمت و سبب نِقمَت است . خداوند در سوره ابراهيم آيه 7 چنين فرمود :   
وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزيدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابي‏ لَشَديدٌ . و ( همچنين به خاطر بياوريد ) هنگامي را که پروردگارتان اعلام داشت: «اگر شکرگزاري کنيد ، ( نعمت خود را ) بر شما خواهم افزود و اگر ناسپاسي کنيد ، مجازاتم شديد است!  .

شاعر  مي گويد :

شکر نعمت ، نعمتت افزون کند

کُفر ، نعمت از کَفَت بيرون کند

آدمي بايد در امورات زندگي خود سعي و تلاش کند و جهت رشد و موفقيت در امور مادي و معنوي  با همت عالي گام بردارد و کَلّاش و وِلگرد نباشد . هيج کس با خوابيدن و تنبلي و سُستي و کَلّاشي و  وِلگردي به جايي نمي رسد .

شاعر گويد :

تنبلي آرَد به چشمان تو خواب

مي شود آينده ات يکسر خراب

خداوند در سوره نَجم آيه 39 چنين فرمود :


وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعي    و اينکه براي انسان بهره اي جز سعي و کوشش او نيست .

آدمي براي موفقيت و رشد در امورات زندگي خود نيازمند نشاط و اميد و آرزو  است و انسان ناميد و افسرده و بي حال به جايي نمي رسد . کسي که مي خواهد قُلّه بلندي را فتح کند حتما بايد با  نشاط و روحيه عالي و با آرزوي رسيدن به بلنداي قله ، کوشش و تلاش نمايد . در زندگي ما قُله هاي زيادي است که جز با صبر و حوصله و سعي و تلاش و نشاط و اميد ، فتح نخواهد شد .  رمز موفقيت مردان و زنان نامدار و بزرگ در اين است که با همت عالي از داشته هاي خود به بهترين وجه  استفاده کردند تا به ناداشته ها رسيدند .

شاعر گويد :

همت بلند دار که مردان روزگار

از همت بلند به جايي رسيده اند

برخي با کمترين امکانات به عالي ترين مقامات نايل شدند و عده اي نيز با همه امکانات به جايي نرسيدند .  اگر آرزو داري که پزشک يا مهندس يا محقق و نويسنده و خطيب توانمند  و ...  شوي و اگر مي خواهي زندگي عالي و خوبي داشته باشي  ، راهش ، اين است که با عشق و علاقه و اميد و همت و تلاش و پشتکاري  و حوصله  از همه داشته هايت استفاده درست و بهينه بنمايي .  سلامتي تو  يکي  از داشته هاي بسيار مهم است که متاسفانه خيلي ها قدرش را نمي دانند . سعدي مي گويد :  قدر عافيت کسي داند که به مصيبتي گرفتار آيد . در روايتي از رسولخدا (صَلَّي اللهُ عَلَيهِ وَآلهِ وَسَلَّمَ) آمده است که فرمود :  نِعْمَتَانِ مَکْفُورَتَانِ الْأَمْنُ وَ الْعَافِيَةُ ( نِعمَتانِ مَجهُولَتانِ اَلصِّحَّةُ وَ الأَمانُ )  يعني دو نعمت است که قدر و ارزشش دانسته نمي شود : يکي امنيت و ديگري عافيت و سلامتي مي باشد . پدر و مادر  و دعاي آنها و خانواده ات و ...  يکي ديگر از داشته هايت است . آيا قدر آنها را مي داني ؟!     اينکه آدمي بنشيند و فقط آرزو و خيال بافي کند راه به جايي نمي برد .


جناب سعدي شيرين سخن حال اين دسته از مردم را  در کتاب گلستانش (باب سوم در فضيلت قناعت-حکايت 21 ) چنين بيان کرده است  :

بازرگاني را شنيدم که صد و پنجاه شتر بار داشت و چهل بنده خدمتکار شبي در جزيره کيش مرا به حُجره خويش در آورد همه شب نيارميد از سخن هاي پريشان گفتن که فلان انبارم به تُرکستان و فلان بِضاعت به هندوستان است و اين قَبالَه فلان زمين است و فلان چيز را ،  فلان ، ضَمين ، گاه گفتي خاطر اسکندري دارم که هوايي خوشست باز گفتي نه که درياي مغرب مُشوَّشست .  سعديا سفري ديگرم در پيش است اگر آن کرده شود بقّيتِ عمرِ خويش به گوشه بنشينم. گفتم آن کدام سفر است ؟ گفت گوگرد پارسي خواهم بردن به چين که شنيدم قيمتي عظيم دارد و از آنجا کاسه چيني به روم آرم و ديباي رومي به هند و فولاد هندي به حَلَب و آبگينه حَلَبي به يَمَن و بُرد يَماني به پارس و زان پس ترک تجارت کنم و به دُکاني بنشينم .

انصاف ازين ماخُولِيا چندان فرو گفت که بيش طاقت گفتنش نماند ، گفت اي سعدي تو هم سخني بگوي از آن ها که ديده‌اي و شنيده‌اي گفتم :

آن شنيدستي که در اَقصاي غُور
با
رْسالاري   بيفتاد   از  سُتور
گفت چشم تنگ دنيا دوست را
ياقناعت  پر کُند يا  خاک گور

بياييم قدر داشته هايمان را بدانيم و حسرت ناداشته ها را نخوريم .  بياييم شکرگزار واقعي و عملي نعمت هايي که در اختيارمان است باشيم.

سيداصغرسعادت ميرقديم لاهيجي

** آيت الله سيد اصغر سعادت ميرقديم لاهيجي

******************************************


** فَنَحنُ نَعِيشُ فِى زَمَنِِ تَتَوَفَّرُ فِيهِ مِن أَسبابِ الرّاحَةِ البَدَنِيَّةِ ما لَم يَحصُلهُ الأَقدَمُونَ مَهما بَلَغَ ثَراؤُهُم.

هُناکَ مَيلُُ فِطرِيُُّ لَدَي البَشَرِ  لِلرَّبطِ بَينَ السَّعادَةِ، وَ ما لا يَملِکُونَ ، وَ هِىَ آفَةُُ أِنسانِيَّةُُ يُولَدُ الإِنسانُ بِها، وَ يَعيشُ بِها وَ لا يَتَخَلَّصُ مِنها إِلّا مَن يُعطِيهِ اللهُ الحِکمَةَ .

نَحنُ نَعِيشُ فِى زَمَنِِ لَو قارَنَ ما فِيهِ مِن نِعَمِِ بِما کانَ عَلَيهِ الأَقدَمُونَ لَأَدرَکنا فَضلَ اللهِ عَلَينا، وَ لَشَکَرناهُ شُکراً کَثيراً.

أَرسَلَ لِى صَديقُُ ،  اَلکَلِماتِ التّالِيَةَ :

لَو عَلِمَ « قارُونُ » أَنَّ بِطاقَةَ السَّحبِ الآلِى ، اَلَّتِى فِى جُيُوبِنا تُغنِى عَن مَفاتِيحِهِ الَّتِى يَعجِزُ عَن حَملِها أَشِدّاءُ الرِّجالِ ، هَل سَيَخرُجُ مُتَبَختِراً فَرِحاً ؟!

أَى أَنَّنا بِبِطاقَةِ ائتِمانِِ صَغيرَةِِ تَکُونُ لَنَا القُدرَةُ عَلَى الشِّراءِ دُونَ الحاجَةِ لِلرِّجالِ الأَشِداءِ ، اَلَّذينَ کانُوا يَحمِلُونَ مَفاتِيحَ خَزائِنِهِ.

وَ لَو قِيلَ  « لِکَسرَى فارس » إِنَّ الکَنبَةَ الَّتِى بِصالاتِ بُيُوتِنا أَکثَرُ راحَةََ مِن عَرشِهِ ، فَهَل سَيَکُونُ بِغَطرَسَتِهِ؟!

فَنَحنُ نَعِيشُ فِى زَمَنِِ تَتَوَفَّرُ فِيهِ مِن أَسبابِ الرّاحَةِ البَدَنِيَّةِ ما لَم يَحصُلهُ الأَقدَمُونَ مَهما بَلَغَ ثَراؤُهُم.

وَ لَو رَأَى «قَيصَرُ» اَلمُکَيَّفَ الصَّحراوِى لَطَرَدَ عَبيدَهُ الَّذِينَ يُحَرِّکُونَ الهَواءَ مِن فَوقِ رَأسِهِ بِرِيشِ النَّعامِ، فَکَيفَ لَو عَلِمَ بِمُکَيَّفاتِ « اَلإِسبِيلِتِ »؟! »

وَ لَو مَرَّت سَيّارَةُ  « کُورُولَا »  أَمامَ  « هُولَاکُو » ، وَ هُوَ مُرتَحِلُُ فَرَسَهُ ، هَل سَيَعدُو  بِفَرَسِهِ بِخُيَلاءَ وَ تَکَبَّرَ ؟!

يَشرَبُ  « هِرقِلُ » مِن قِنِّينَةِ فَخّارِِ  وَ يَشرَبُ النُّعمانِ مِن قُربِهِ  وَ يَحسُدُهُم مِن حَولِهِم عَلَى بُرُودَةِ الماءِ ، فَکَيفَ لَو شَرِبُوا مِن ثَلّاجَةِ المِياهِ المَوجُودَةِ فِى بُيُوتِنا ؟!

وَ يَصٌبُّ عَبيدُ الخَلِيفَةِ  « اَلمَنصُورِ » اَلماءَ الحارَّ مَعَ البارِدِ ، مَمزُوجاً لِيَستَحِمَّ وَ يَنظُرُ لِنَفسِهِ نَظرَةَ زَهوِِ ، فَکَيفَ لَوِ استَحَمَّ «بِجاکُوزِى »  ؟!

وَ رِحلَةُ الحَجِّ تَمکُثُ بِالأَشهُرِ عَلَى ظُهُورِ الِإبِلِ وَ رِحلَةُ حَجِّنا تَحتاجُ ساعاتِِ قَليلَةِِ فِى بُطُونِ الطّائِراتِ المُکَيَّفَةِ !!

وَ نَعِيشُ عَيشَةََ لَم يَعِشهَا المُلُوکُ ، بَل لَم يَحلُمُوا بِها، وَ مَعَ ذَلِکَ ، اَلکَثيرُ مِنّا يَندُبُ حَظَّهُ ، فَکُلَّما اِتَّسَعَت عَينُکَ ضاقَ صَدرَکَ ، اَلحَمدُ لِلّهِ عَلى نِعَمِهِ الَّتِى لا تُعَدُّ وَ لا تُحصَى.

قال تعالى: وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْکَ إِلي‏ ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا لِنَفْتِنَهُمْ فيهِ وَ رِزْقُ رَبِّکَ خَيْرٌ وَ أَبْقي  [سورة طه: 131]

اُحمُدُوا اللهَ عَلَى نِعَمِهِ، فَهِىَ حَقّاً کَثيرَةََ ، وَ أَدخِلُوا خالِقَ الکَونِ فِى مُعادَلةِ الحَياةِ ، فَهُوَ صاحِبُ الفَضلِ ، وَ النِّعمَةِ  فَضلُُ ،  وَ التَّمَتُّعُ بِها فَضلُُ ، فَقَد تُوجَدُ النِّعمَةُ وَ لا نَستَمتِعُ بِها، وَ کَأَنَّها نِعمَةُُ مَنزُوعَةُ البَرَکَةِ وَ اَلعَياذُ بِاللهِ .

وَ هَکَذا يَبدَأُ الإِنسانُ يَتَعَلَّمُ أَن يُواجِهَ حَوادِثَ الزَّمَنِ بِالکَثيرِ مِنَ التَّرَوِّى وَ الأِعتِدالِ وَ التَّوازُنِ بَحثاً عَنِ الحِکمَةِ وَ لَيسَ فَقَط ، اَلعِلَّة ، إِنِ استَطاعَ  .  وَ مِنَ الکَلِماتِ الَّتِى تَحمِلُ هَذَا المَعنَى : «  ... وَلَا تَحْمَدَنَّ أَحَدًا عَلَى فَضْلِ اللَّهِ ، وَ لَا تَذُمَّنَّ أَحَدًا عَلَى مَا لَمْ يَرُدَّ اللَّهُ ، فَإِنَّ رِزْقَ اللَّهِ لَا يَسُوقُهُ إِلَيْکَ حِرْصُ حَرِيصٍ ، وَلَا يَرُدُّهُ عَنْکَ کَرَاهِيَةُ کَارِهِِ (کُرْهُ کَارِهٍوَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى بِفَضلِهِ وَ عَدْلِهِ قَد جَعَلَ الرَّوْحَ (وَالرَّاحَةَ) وَالْفَرَجَ فِي الرِّضَا وَ الْيَقِينِ ، وَ جَعَلَ الْهَمَّ وَالْحَزَنَ فِي السُّخْطِ وَ الشَّکِّ .» 

سُبحانَهُ ، يُعطِى مَن يَشاءُ بِفَضلِهِ، وَ يَمنَعُ مَن يَشاءُ بِعَدلِهِ ، وَ لا يَسأَلُهُ مَخلُوقُُ عَن عِلَّةِ فِعلِهِ ، وَ لا يَعتَرِضُ عَلَيهِ ذُو عَقلِِ بِعَقلِهِ.  سُبحانَهُ ، قَد يُعطِى وَ هُوَ يَمنَعُ ، وَ قَد يَمنَعُ وَ هُوَ يُعطِى. وَ قَد تَأتِى العَطايا عَلَى ظُهُورِ البَلايا ، وَ قَد تَأتِى البَلايا عَلى ظُهُورِ العَطايا. وَ عَسى أَنْ تَکْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَکُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لاتَعْلَمُونَ . (سورة البقرة - الآية 216 )


*  بَختَر : خراميد - متکبِّرانه و با غرور و نَخوَت و فخرفروشي  راه رفت

*  مُتَبَختِر : متکبر

*  فَرِح : بسيار شاد و مسرور  که به ناسپاسي و گناه منتهي شود - شاد - فرحناک - خيلي شادمان و خوشحال

اَلرِّجالِ الأَشِداءِ : مردان قوي و زُرمند  و تنومند و قهرمان

*  اَلکَنبَة  :  مُبل - مُبلمان

*  اَلغَطرَسَة : تکبُّر کردن - ادّعاي بيجا نمودن - خودنمايي کردن

*  الغِطرِس وَ الغِطرِيس يعني متکبر و خودپسند

*  ثَراؤُهُم : ثروت هايشان

*  اَلإِسبِيلِتِ : کولِر گازي

*  سَيّارَةُ  « کُورُولَا » : اتومبيلِ کُورُولَا

*  وَ هُوَ مُرتَحِلُُ فَرَسَهُ :  و او سوار اسبش باشد و آن را براند

* هَل سَيَعدُو  بِفَرَسِهِ بِخُيَلاءَ وَ تَکَبَّرَ ؟! : آيا او ديگر با اسبش مغرورانه و متکبرانه حرکت و جَست و خيز مي کند

*  قِنِّينَةِ فَخّارِِ : بُطري و ظرف سُفالي

*  ثَلّاجَةِ المِياهِ : يخچال

*  يَصٌبُّ : مي ريزد

* لِيَستَحِمَّ : تا حَمّام و استحمام نمايد

نَظرَةَ زَهوِِ : نگاه متکبرانه و مغرورانه . (  زَهو  يعني : فخر و مباهات-غرور-تکبر- خودپسندي )

*  «جاکُوزِى »  : جکوزي در واقع محيط بسته حوضچه مانندي است که آب موجود در آن فضا جهت ماساژ دادن عضله‌هاي مختلف بدن  تعبيه شده است. در قسمتهاي مختلف ديواره به داخل حوضچه رانده مي شود. از جکوزي به منظور رفع خستگي و ماساژ آبي استفاده مي‌شود. ماساژ در زير آب از روش­هاي درماني بسيار مؤثر در رفع درد عضلات، مفاصل و استخوان­ها مي­باشد. استفاده کنندگان از جکوزي در داخل حوضچه قرار مي­گيرند و اعضاء بدن خود را به تناوب در مسير فواره‌­هاي زير آب قرار مي­دهند. همچنين جکوزي داراي يک يا چند پله يا پاشويه است تا افرادي که از آن استفاده مي‌کنند بتوانند بر روي آن بنشينند وعمل ماساژور ماهيچه پا وپشت را در تماس با آب پرفشار همراه با هوا انجام دهند. معمولا از سراميک و کاشي براي تزيين جکوزي استفاده مي‌شود.

*  رِحلَةُ الحَجِّ  : سفرِ حج - کوچ حج

*  بَل لَم يَحلُمُوا بِها : بلکه خوابش را هم نمي بينند

* يَندُبُ حَظَّهُ : طلب و جستجو مي کند حَظّ و بهره اش را

*  فَکُلَّما اِتَّسَعَت عَينُکَ ضاقَ صَدرَکَ : هرگاه نگاه تو (براي طلب ناداشته ها) توسعه و گسترش يابد  دل تو تنگ مي شود . باباطاهر مي گويد :  زدستِ ديده و دل هردو فرياد   -  که هرچه ديده بيند دل کند ياد .

*  مَنزُوعَةُ البَرَکَةِ :  بريده از برکت - بي خير و برکت - مَقطُوعُ البَرَکة

* بِطاقَةَ السَّحبِ الآلِى :کارت بانک الکترونيکي

* اَلسَّحب الآلِى : خودپرداز

* السَّحب : برداشت پول از حساب بانکي

*  بِطاقَةِ الأِئتِمانِ  : کارت بانک

* صالات : سالن ها 

*  صالَة تالا ر - سالُن زيبايي- تالا ر کنفرانس - رستوران - عرصه - صحنه - پَهنه , ميدان مسابقات ( در روم قديم )

* خُيَلاء : خودپسندي - تکبُّر

*  رِيش النَّعام :  پَرِنرم و لطيف - پَرِ شُتُرمرغ . کلمه (النَُّعام) به فتح و ضم نون هر دو صحيح است

*  نَعام و  نَعامَة : شتر مرغ

*  اَلنُعمان : يعني اَلأَثرِياء  وَ  الأَغنياء  :  نُعمان به معناي ثروتمندان و اغنياء و مُرفّهين آمده است

اَلقُرب : به ضم قاف و سکون راء  ضِدِّ بُعد است -  نزديک- نزديکي- نزديک بودن

*  اَلقَرَب :  به فتح قاف و راء  يعني  چاه کم عُمق -چاهى که آب آن در دسترس است

* اَلقُرُب :  به ضمّ قاف و راء   کمر - پهلو

* اَلقِرَب  :  به کسر قاف و فتح راء  جمع  قِربَة است  و قِربَة به معناي مَشک و خِيک است


** اِعراب گذاری و برخی اضافاتِ مربوط به  متنِ عربی  توسط : سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی


http://www.elwatannews.com/news/details/881743


  *** وَرَوَى سُفْيَانُ الثَّوْرِيُّ ، عَنْ مَنْصُورِ بْنِ الْمُعْتَمِرِ ، عَنْ خَيْثَمَةَ ، عَنِ ابْنِ مَسْعُودٍ ، عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَنَّهُ قَالَ : لَا تُرْضِيَنَّ أَحَدًا بِسَخَطِ اللَّهِ ، وَلَا تَحْمَدَنَّ أَحَدًا عَلَى فَضْلِ اللَّهِ ، وَلَا تَذُمَّنَّ أَحَدًا عَلَى مَا لَمْ يَرُدَّ اللَّهُ ، فَإِنَّ رِزْقَ اللَّهِ لَا يَسُوقُهُ إِلَيْکَ حِرْصُ حَرِيصٍ ، وَلَا يَرُدُّهُ عَنْکَ کُرْهُ کَارِهٍ ، وَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى بِقِسْطِهِ وَعَدْلِهِ جَعَلَ الرَّوْحَ وَالرَّاحَةَ وَالْفَرَجَ فِي الرِّضَا وَالْيَقِينِ ، وَجَعَلَ الْهَمَّ وَالْحَزَنَ فِي الشَّکِّ وَالسُّخْطِ

*** (حديث مرفوع) حَدَّثَنَا أَبُو أَحْمَدَ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ الأَنْمَاطِيُّ ، قَالَ : ثنا أَحْمَدُ بْنُ سَهْلِ بْنِ أَيُّوبَ ، قَالَ : ثنا خَالِدُ بْنُ يَزِيدَ الْعُمَرِيُّ ، قَالَ : ثنا سُفْيَانُ الثَّوْرِيُّ ، وَشَرِيکُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ ، وَسُفْيَانُ بْنُ عُيَيْنَةَ ، عَنْ سُلَيْمَانَ ، عَنْ خَيْثَمَةَ ، عَنِ ابْنِ مَسْعُودٍ ، عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، أَنَّهُ قَالَ : " لا تُرْضِيَنَّ أَحَدًا بِسَخَطِ اللَّهِ ، وَلا تَحْمَدَنَّ أَحَدًا عَلَى فَضْلِ اللَّهِ ، وَلا تَذُمَّنَّ أَحَدًا عَلَى مَا لَمْ يُؤْتِکَ اللَّهُ ، فَإِنَّ رِزْقَ اللَّهِ لا يَسُوقُهُ إِلَيْکَ حِرْصُ حَرِيصٍ ، وَلا يَرُدُّهُ عَنْکَ کَرَاهِيَةُ کَارِهِِ( کُرْهُ کَارِهٍ ) ، إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى بِقِسْطِهِ وَعَدْلِهِ جَعَلَ الرَوْحَ وَالْفَرَحَ فِي الرِّضَى وَالْيَقِينِ ، وَجَعَلَ الْهَمَّ وَالْحَزَنَ فِي الشَّکِّ وَالسُّخْطِ "

**********************************

** فَنَحنُ نَعِيشُ فِى زَمَنِِ تَتَوَفَّرُفِيهِ مِن أَسبابِ الرّاحة+نسيم معرفت+کليک


** اُحمُدُوااللهَ عَلَى نِعَمِهِ...وَأَدخِلُوا خالِقَ الکَونِ فِى مُعادَلَةِ الحَياةِ+بررسي لُغات متن عربي نسيم معرفت+کليک

** قدر داشته هايمان را بدانيم و حسرت ناداشته ها را نخوريم+نسيم معرفت

**قدرداشته هايمان را بدانيم و حسرت ناداشته هارانخوريم+سايت حکيم زين العابدين عسکري گيلاني لشت نشايي+کليک


** آيت الله سيد اصغر سعادت ميرقديم لاهيجي


http://www.parsiblog.com/Main.aspx

***نسیم معرفت***